X
تبلیغات
رایتل
شنبه 6 شهریور 1389

باری

 

بعد از سالهای سخت

پس از گذشتن از قرنها قرق

 ازباید گذشتیم

از گذشت گذشتیم

مثل درختی در سکوت عرب رویید

مثل سیبی ام که از چنگ چنگیز گریخت

 گریختیم

چقدر در به دری عمو؟

باید بارهایمان را می انداختیم

انداختیم

 میان انداختن آموختیم

 میان آموختن آمیختیم

 در کوچه باغهای نیشابور

 شراب شکر بار زدیم

کنار درختان رسیده

سیب را خندیدیم

بخند گلم

ما به انتهای بعید وبعدن رسیدم

از پشت کوه ها آدم ها

و خداها و خورشیدها

 ها.... بیاور مرا

می خواهم همه ام را بالا بیاورم

مثل سرزمینی ام که باد نمی برد

ببر مرا در باران

زیر گریه ام بزن

می زنی؟