X
تبلیغات
رایتل
شنبه 30 تیر 1386

ول کن ام نیست، ول کن ام؟

هی دندان به دندان می کشم...نمی کشم؟

سربه دیوار می زنم ....نمی زنم؟

 دلم را توی هر خیابان چال کنم ..نمی کنم؟

افتاده ام توی حوایی که سیب گرفت

توی آدمی که حوا گرفت

گرفته ام  و این سیگار زود سر می رسد

گرفته ام واین کوچه تاریک نمی شود.

برای این حوصله عصایی بفرست

بگذار، قدمی را که بردارد.

برود توی هچل

بدود توی کوچه های علی چپ

کجایی کوچه ی آن روز ها

من بد جوری قد کشیده و دل کوچک اش دل دزدی ندارد

سیب های همسایه رسیده اند

بله زنده ام تا همین سیب ها را بخورم.