X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 20 تیر 1386

 

 

سرانجام اعتراف کردم

و حالا  کنار دیواری ایستاده ام

که هر روز دیوارتر می شود

توی انتهای صد سال تنهایی

و کسانی که مرا خیلی دلسوزند

دارند تفنگشان را کوک می کنند

جلادهای مهربان همیشه آرام اند

وتفنگهای آماده باش، پر از آوازهایی نزدیک

متنی با شکوه قرائت می شود

شما به جرمی که خودتانید

خوشبختانه دارید پاکسازی می شوید نقطه

چقدر پاکی خوب است

"و من چقدر دلم می خواهد خوب باشم"

امروز روز شماست

آسمان وابرها ی خوب بالای سرتان

بادها بخاطر شما پارک کرده اند

زمین را نه

نمی توانم چشم بسته ببینم

 به شکل خودم می ایستم

زنده باد و مرده باد وهر چه باد، بادا باد شما

من فریاد می زنم

لطفن با تفنگ همراهی ام کنید

آتش!